X
تبلیغات
موبایل قسطی

درسهایی از قرآن

درسهای از قرآن, درسهای از قران, درس های از قرآن, جواب درسهای از قرآن

[ پنج‌شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1393 ] [ 06:46 ق.ظ ] [ سهیل ]

[ 0 نظر ]


تربیت کامل در پرتو نماز(2)

تاریخ پخش: 07/12/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث ما این بود که اگر خواستیم نسلمان را تربیت کنیم، اقتصاد خوب شود. بازار خوب شود. خانه خوب شود. اداره خوب شود، آن شاه کلیدش چیست. گفتم اگر ما یک نماز کامل بخوانیم، همه چیزمان تنظیم می‌شود. درست مثل نوزاد! نوزاد اگر یک شیر کامل بخورد، همه ویتامین‌های بدنش در همان شیر جاسازی شده است. بدن قند می‌خواهد، شیر مادر قند هم دارد. چربی می‌خواهد، شیر مادر چربی هم دارد. آب می‌خواهد، کلسیم و فسفر می‌خواهد، هر ویتامینی نوزاد می‌خواهد اگر یک شیر کامل بخورد، همه نیازهای بدنش تنظیم می‌شود. امور تربیتی، آموزش و پرورش، دانشگاه، حوزه، طلبه، ارشاد، صدا و سیما، هرکس که کار فرهنگی می‌کند، ما یک مقداری به نماز بی‌محلی کردیم.
من حدود دویست نکته نوشتم که اینها همه در نماز هست. سی، چهل مورد مربوط به تربیت فردی است. نماز و تربیت فردی!
1- آثار نماز در زندگی فردی
اگر کسی یک نماز خوب بخواند، همه مسائل درونی‌اش حل می‌شود. در خانه به بچه‌ها می‌گویند: در اتاق را باز نکن و در اتاق پدر و مادر نرو. یکوقت پدر و مادر در شرایطی هستند که زشت است بچه آنها را ببیند. منتهی همین حیا را که می‌خواهد یاد بچه بدهد، می‌گوید: قبل از صلاه الفجر، قبل از نماز صبح در را باز نکن. ظهر در را باز نکن. بعد از نماز عشا هم در را باز نکن. یعنی وقتی می‌خواهد بگوید: در را باز نکن، روی وقت نماز برده است. یعنی حیا آموزی را به نماز بند کرده است. می‌خواهد بگوید: نظیف باش. امام رضا فرمود: وضو که می‌گیرید، سه مسأله در آن جاسازی شده است. یکی نظافت، یکی نشاط، لذا با آب سرد هم بگیرید و خشک نکنید، ثوابش سی برابر است. چون هرچه آب سرد روی پوست بدن باشد، نشاطش بیشتر است. یکی هم قرب به خداست. ممکن است آن کسی هم که خدا را قبول ندارد، صورتش را بشوید. مؤمن وقتی صورتش را می‌شوید، نظافت هست، نشاط هست، قرب به خدا هم هست. غیر مؤمن که صورتش را می‌شوید، نظافت هست، نشاط هست، قرب به خدا نیست. همه شیرجه می‌روند، مؤمن وقتی شیرجه می‌رود زیر آب قصد غسل هم می‌کند. غیر مؤمن شیرجه می‌رود ولی قصد غسل نمی‌کند. یعنی ما همیشه یک قدم از آنها جلوتر هستیم. یک صلواتی بفرستید. (صلوات حضار)
اجازه بدهید من این را بگویم. برای مذهبی کردن بچه‌ها، یک استدلال خیلی ساده است. ما می‌گوییم: آن کسی که مذهبی است و آن کسی که مذهبی نیست، یک چیزهایی مشترک دارند. استفاده از زمین و خورشید و اکسیژن و میوه و درخت و خنده و گریه و باغ و خیابان و پارک و ازدواج. فقط مؤمن، خانم نیم کیلو لباسش سنگین‌تر است. هم لباسش بزرگ‌تر و گشادتر است و هم ضخیم‌تر است. آن کسی که ایمانش ضعیف است، لباسش نیم کیلو فرق دارد. او لخت نیست منتهی لباسش یک مقدار کوتاه و نازک است. تفاوت لباس مؤمن و غیر مؤمن نیم کیلو است. ماه رمضان هم مؤمن ناهاری که می‌خواهد ساعت یک و دو بخورد، هفت و هشت می‌خورد. در سال هم سی روز ناهارش را چند ساعتی عقب می‌اندازد. نمازی هم که مؤمن می‌خواند، کل هفده رکعت نمازش نیم ساعت می‌شود. گیرم قیامت نبود. این حرف برای امام رضا است. امام رضا فرمود: گیرم قیامت نباشد، مؤمن چه ضرری کرده است؟ این خانم هفتاد کیلو است، این خانم هفتاد کیلو و نیم شد. نیم کیلو اضافه وزن دارد. در سال هم سی روز ناهارش را عقب انداخته است. یک چند دقیقه هم با خدا حرف زده است. ما که با هرکس و ناکسی از صبح تا شب حرف می‌زنیم. چند دقیقه هم با خدا حرف بزنیم. قیامت هم نباشد مؤمن ضرر نکرده است. اما اگر قیامت بود که به هزار و یک دلیل هست، آن کسی که وضع نمازش، روزه‌اش، حجابش، دینش، لا ابالی است، اگر قیامت بود کسی که دست خالی است چه خواهد کرد. مثل تکراری بزنم. چون این مثل را یادم هست که خیلی گفتم.
صد تا اتوبوس می‌آیند جمعیتی را از منطقه‌ای منتقل کنند. این صد اتوبوس، یک چیزهایی در صندوق عقب برمی‌دارند، جک، زاپاس، چراغ قوه، زنجیر، آفتابه، مشما، قرص آسپرین، چند کمک اولیه برمی‌دارند. پنجاه ماشین این کمک‌های اولیه را برمی‌دارند، پنجاه ماشین هم می‌گویند: برو بابا این را آخوندها درآوردند. ول کن بابا بگذار خوش باشیم. پنجاه اتوبوس هم این امکانات را برنمی‌دارند. ما صد اتوبوس حرکت می‌کنیم. در این صد کیلومتر، دویست کیلومتر، یا نیاز به این کمک‌های اولیه هست یا نیاز نیست. اگر به اینها نیاز نبود، آن راننده‌ای که اینها را برداشته چقدر ضرر کرده است؟ بگویی... هیچی! سی، چهل مسافر دارد. به اندازه وزن یک مسافر هم یک چرخ و زاپاس برداشته است. اگر نیاز نبود، کسی که اینها را برداشته ضرری نکرده است. اما به هریک از اینها اگر نیاز داشت، راننده‌ای که اینها را برداشته است در بیابان چه خاکی بر سرش خواهد کرد. عقل می‌گوید: باید دین داشته باشیم.

شهرداری چند ماشین آتش نشانی دارد. اگر جایی آتش نگرفت ضرری نکرده است. ما میلیون‌ها ماشین داریم این بیست تا هم روی آن. اما اگر جایی آتش گرفت و شهرداری ماشین آتش نشانی نداشته باشد، چه خاکی بر سرش کند؟ همیشه عقل می‌گوید باید دین داشته باشیم. 

برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

[ پنج‌شنبه 7 اسفند‌ماه سال 1393 ] [ 06:41 ق.ظ ] [ سهیل ]

[ 0 نظر ]

[ پنج‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1393 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ سهیل ]

[ 0 نظر ]


موضوع: تربیت کامل در پرتو نماز(1)
تاریخ پخش: 30/11/93
بسم الله الرحمن الرحیم
«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»
بحث راجع به تربیت است. یاد شهید رجایی و باهنر را گرامی می‌داریم. روز هشت اسفند را روز تربیت گذاشتند. امور تربیتی‌ها برنامه ویژه‌ای دارند. من به پرونده سی و چند ساله خودم در تلویزیون نگاه کردم، دیدم 25 سال پیش راجع به تعلیم و تربیت و نماز صحبت کردم. در این 25 سال هم آدم‌ها عوض شدند، هم حرف‌های جدید گیر من آمده است. فکر کردم یک برنامه‌ای داشته باشم که اصلاً تربیت کامل در سایه‌ی نماز است. من می‌خواهم این را بررسی کنم.
1- نگاه به نماز از بعد تربیت
هم تربیت فکری و اعتقادی و هم تربیت اقتصادی و تنظیم بازار و هم تربیت خانوادگی و هم تربیت فردی و هم تربیت سیاسی، هم تربیت اجتماعی و هم تربیت اقتصادی و هم تربیت حقوقی و انواع تربیت در سایه نماز است، یعنی یک نگاه به نماز به قصد تربیت.
من خودم هم همینطور هستم. مثلاً یکبار همه قرآن را به قصد تبلیغ می‌بینم. یک کتابی می‌نویسم به اسم قرآن و تبلیغ. یکبار به قرآن به قصد حقوق نگاه می‌کنم. یک کتاب درمی‌آید سیمای حقوق در قرآن. یک مرتبه به قصد آیات سیاسی، شما اگر هر روز هم در یک خیابان بیایی و بروی، تا عنایت نکنی چیزی گیرت نمی‌آید. یکبار مثلاً به قصد اینکه در این خیابان چند تیر چراغ برق است. یکبار چند درخت است. یکبار برای اینکه که در این خیابان چند مغازه است. باید با نگاه خاص نگاه کنیم.
یک مثالی بزنم. دستمال کاغذی را درمی‌آورید و با این دستمال ساعت را پاک می‌کنی. با اینکه نگاهت به ساعتت می‌افتد و ساعتت را پاک می‌کنی، اما اگر گفتند: ساعت چند است؟  دستمال را برمی‌داری و یک نگاه دیگر می‌کنی. نگاه دوم می‌فهمی چه ساعتی است؟ از شوفرهای تاکسی بپرسی چراغ قرمز چند میلی متر است، یا چراغ سبز نمی‌دانیم. او می‌خواسته اگر قرمز است بایستد و سبز است برود. هیچوقت در فکر این نبوده که این شیشه چراغ چند میل است؟ اگر از جگر فروش بپرسیم مویرگ چیست و رگ مو چیست؟ می‌گوید: نمی‌دانم من جگر را می‌خواهم به سیخ بکشم، بفروشم. در فکر شناخت مویرگ نبودم. یعنی هروقت خواستیم چیزی را بفهمیم باید با عنایت ببینیم. من چند هزار ساعت با کم و زیاد در ماشین نشستم. اما چون به قصد رانندگی نبوده من هنوز رانندگی یاد نگرفتم. اگر ده، بیست ساعت دل داده بودم، به قصد تعلیم بود الآن راننده شده بودم.

یک مرتبه به امور تربیتی نگاه کنیم، آیا مسأله‌ی تربیتی هم هست که در نماز درجه اعلی آن نباشد؟ پس موضوع بحث ما تربیت در سایه نماز است. تربیت کامل در سایه نماز کامل.


ادامه مطلب

[ پنج‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1393 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ سهیل ]

[ 0 نظر ]

1 2 3 4 5 ... 49 >>